سلطان محمد مطربي سمرقندي
469
تذكرة الشعراء ( فارسي )
طهور و حور چه خواهى در اين زمان بستان * ز دست لالهرخى ساغرى مكن تقصير كه سوى روضهء فردوس از آن كشد خاطر * كه آن ز ملك خديو جهان بود تعبير سپهرمرتبه خاقان دهر عبد اللّه * زُحَل غلام و قمر در عنان و مِهر وزير زهى ضمير تو بر دور آسمان واقف * چنانكه كاتب اجرام بر مدار مدير يگانه ايزد بيچون ، چنان كمالت داد * كه نزد عادت او ممتنع نمود نظير ملوك صف زده بر درگه تو ره نبرند * بر آستان جنابت به صد هزار سفير ضميرت از پى اظهار مضمرات شود * به امتناع كشد ، كار استناد ضمير به پاىبوس تو تا خاك سرفرازى يافت * شكست رونق كبريت و قيمت اكسير فضاى قدر رفيعت « 1 » مهندس گردون * گرفت تا به شعاع بصر كند تقدير فروفتاد ز تارك عمامهء زر او * هنوز مردم چشمش نديده پاى سرير زهى ز يمن تو اركان عالم سفلى * كنون طبايع اجرام را كند تأثير
--> ( 1 ) . در نسخهء استنساخ شده : ( رفعيت ) .